به گزارش خبرگزاری بسیج شهرستان کردکوی ؛ همزمان با ایام الله دهه مبارک فجر با مادر شهید جهاد تبیین "دکتر سیدحسن حسینی بالاجاده" دیدار و گفتگویی انجام گرفت و پای درد دل مادر شهید نشستیم.
وی از تلاش های شبانه روزی شهید برای جهاد تبیین و آرزوهای پسرش برای فدا شدن در راه رهبری و یاری امام زمان (عج) گفت.
شهید چه ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی ای داشت؟
تمام زندگی ایشان جهاد بود ، یک پسر نمونه بود هرچقدر از بزرگی و خوبی ایشان بگویم کم گفتم.
از چه زمانی فعالیت ایشان در حوزه جهاد تبیین آغاز شد و چه انگیزهای پشت این مسیر بود؟
دو سالش بود ، یکی از فامیل های ما چند سالی بود که با وجود تلاش های فراوان بچه دار نشد اما با توسل به جد پسرم صاحب فرزند شد. اهل همه کار بود تا جایی که بَنایی یاد گرفت و حتی برای من خانه ساخت. با وجود اینکه پاهای خود را عمل کرده بود در روستای بالاجاده درختان انجیر کاشت و هر هفته تا دو سال به درختان سر میزد ، که مبادا خشک شده باشند.
هر روز صبح دعای ندبه میخواند. برای بچه های بالاجاده جهت هموار شدن زمین فوتبال آهن جوش داد با وجود نبودن عینک دیدم چشمانش ورم کرده بود ، گفتم مامان چه کردی؟ گفت: باید برای نشاط بچه ها این کار را انجام میدادم. هرکاری از دستش بر میآمد با وجود امکانات کم انجام میداد.
مهمترین دغدغه فکری و اعتقادی شهید چه بود؟
دغدغه او اطلاعت از امر رهبری بود. وقتی مسجد را آتش زدند و بی حرمتی کردند با وجود تهدیداتی که میکردند میگفت جان من و خانم و فرزندان همه فدای اسلام و رهبری و باهمان شرایط نماز جماعت در همان جا برگزار کرد.
200 نفر به سمت او رفتند و او را دوره کردند او 150 نفر را به راه حق برگرداند با جهاد تبیین ولی 50 نفر باقی مانده او را مثل جدش به شهادت رساندند.
تمام عشق و علاقه ایشان برای امام زمان (عج) و امام حسین (ع) بود و همیشه میگفت مامان دعا کن من یار امام زمان (عج) بشم.
شهید ، جهاد تبیین را چگونه معنا میکرد و چرا آن را ضروری میدانست؟ در مقابله با جنگ رسانهای و فتنه صهیونیستی چه اقداماتی انجام داد؟
همیشه در تلاش بود با جهاد تبیین و فعالیت در این عرصه جوانان نا آگاه را آگاه کند و بصیرتشان را بالا ببرد.
آیا خاطرهای از روشنگریها یا موضعگیریهای شجاعانه شهید در فضای رسانهای دارید؟ آخرین توصیه یا صحبت شهید با خانواده چه بود؟
باید صبور باشید. پارسال میخواست سوریه برود به او گفتم مامان جان همسر و فرزندان چه؟ میگفت من باید بروم واجب است. میگفتم خدا را شکر پسرم نرفت و زنده است اما شهید در جواب میگفت مامان باید دعا کنی من شهید بشوم و شما باید صبور باشی و در نهایت مهج خون قلبش را فدای امام زمان (عج) کرد.
خبر شهادت را چگونه دریافت کردید و اولین واکنش خانواده چه بود؟
زمانی که میخواستیم به روستای بالاجاده برویم ، به دخترم زنگ زدم گفت بیایید بالاجاده ؛ دفعه دوم دیدم دخترم گریه میکرد ، گفتم چرا گریه میکنی؟ گفت سپاه را آتش زدند. دختر دیگرم چیز دیگری گفت. من نگران شدم که پدرش چیشد؟ برادرش چیشد؟ در همین حین دیدم دوستش از بیت رهبری آمد و گفت مادر بیا بریم. پرسیدم: پسرم شهید شده؟ گفت: نه مفقود شده ، گفتم: نه پسرم شهید شده و پرسیدم اقا خوبه؟
من هرسال کربلا میروم که حضرت امام زمان (عج) را ببینم چون ایشان هم اربعین پیاده روی میروند ؛ من می دانستم که پسرم شهید شده و مفقود نشده.
به نظر شما خون این شهید چه پیامی برای جامعه دارد؟
دخترم پس از شهادت برادر میگفت: حیدر حیدر رمزی است که برادرم برایمان معنا کرد و بنظر من باید این ذکر در همه جا با صدای بلند گفته شود.
اگر شهید امروز در میان ما بودند ، چه پیامی برای جوانان داشتند؟
میگفت گول اسرائیل و آمریکا را نخورید و بصیرت خود را افزایش دهید و پشت رهبر معظم انقلاب باشید.
خانواده شهید چه توصیهای به جوانان در مواجهه با جنگ شناختی و رسانهای دارند؟
گول هجمه های رسانه ای کشور های غربی را نخورید که همگی میخواهند جوانان ما را فریب دهند.
اگر نکته یا سخن ناگفتهای از شهید باقی مانده ، بفرمایید؟
ان شاءالله همه جوانان عاقبت بخیر شوند و در راه امام ، شهدا و ولایت بمانند.
انتهای خبر/