
در دل هر ملتی، نواری از نور وجود دارد که گاه در سکوت میتپد و گاه در هیاهوی جهان، چنان شعلهور میشود که هستی را روشن میکند. این نور، عشق است؛ عشقی که به خاکی دوخته شده، به آسمانی، به رنگهای پرچمی که بر بلندای تاریخ به اهتزاز درآمده و به نوایی که از اعماق جان یک ملت برمیخیزد و سرودی برای هستی میشود.و در این میان، کسانی هستند که پاسداران این نورند. آنان که پیراهنی بر تن میکنند که تنها یک لباس نیست، پرچمی است که بر تنِ جانِ یک ملت میوزد. آنان که وقتی در عرصه جهان میایستند، تمام غرور یک تاریخ کهن و امید یک آینده درخشان را بر دوش میکشند.امروز میخواهیم به دیدار یکی از همین پاسداران نور برویم. جوانی از دیار پهلوانان و عارفان، از خطه اردبیل، دارالارشاد؛ جایی که خاکش باغیرت آمیخته است و هوايش عطر آزادی دارد.عرفان محرمی، نامی که این روزها نه فقط در ایران که در جهانِ ورزش طنینانداز شده است. او که عشق به میهن را در رگهایش جاری کرده، با هر حرکتش در میدان مسابقه، داستان ایستادگی و سرافرازی را روایت میکند. از آن خاطرهانگیزترین صحنهها که دل یک ملت را به تپش میاندازد، تا آن اشکهای شوقی که پس از پیروزی جاری میشود و غم و شادی مردم و ورزشکاران را به هم گره میزند.
مسیر قهرمانی که از سیزدهسالگی آغاز شد
عرفان، این پسر غیرتمند ایران اسلامی که تنها بیست بهار از عمر پربرکتش میگذرد، اما همت او بلندتر از قلهها و ارادهاش استوارتر از کوههاست. از سیزدهسالگی پا در مسیر ووشو نهاد و زیر نظر استادش، عشق و هنر را آموخت. او که از نوجوانی به اردوی تیم ملی دعوت شد، امروز با دو مدال طلای درخشان جوانان و بزرگسالان جهان، پرچم سهرنگ ایران را در برزیل به اهتزاز درآورد و آتشی شد بر جان حسودان.حالا او اینجاست؛ قهرمانی که نه فقط باقدرت بازوها که با عمق ایمانش به این مرزوبوم، دشمنان را ناکام گذاشت و با احترامی نظامی، در اوج پیروزی، وفاداری خود را به آرمانهایش فریاد زد.بیایید با دلوجان، به استقبال گفتوگویی تفصیلی با این قهرمان برویم. با عرفان محرمی که عشق را در هر حرکتش معنا کرده و برای ایران، در هر ثانیه جنگیده است.
این مدال طلا، متعلق به ملت غیور ایران است
ابتدا درباره لحظه نهایی مسابقه و کسب مدال طلا برایمان بگویید. رقیب نهایی شما چه کسی بود و کلیدیترین عاملی که باعث پیروزی شما شد چه بود؟
محرمی: در آن لحظه نهایی، تمام وجودم را احساسی مقدس فراگرفته بود؛ احساسی که از عشق به ایران و پرچم سهرنگم سرچشمه میگرفت. رقیب نهاییام، نمایندهای سرسخت از یکی از قدرتهای آسیایی بود، اما قلبم برای ایران میتپید و این تپش، قویترین سلاح من بود. من تنها نبودم؛ گویی روح صدها هزار شهید، بهویژه شهدای والامقام ورزشکار، در کنار من در میدان حاضر بودند و هر حرکت مرا هدایت میکردند.کلیدیترین عامل پیروزی، ایمان راسخ و توکل به خدای متعال بود. این را نه فقط یک شعار که حقیقتی انکارناپذیر میدانم. پس از آن، پشتیبانی بیشائبه خانواده بزرگ تیم ملی و توصیههای اساتیدم بود که همچون نقشهای راهبردی، مسیر شکست حریف را برایم ترسیم کرد. در ثانیههای پایانی، تنها به این فکر میکردم که باید پرچم کشورم را به بالاترین نقطه برسانم.
برای رسیدن به این سطح از آمادگی، تمرینات شما در آستانه این مسابقات جهانی چگونه بود؟ آیا برنامه خاص یا فشار بیشتری نسبت به مسابقات قبلی داشتید؟
محرمی: مسیر رسیدن به قلههای افتخار، با عرق و تلاش شبانهروزی فرش میشود. برنامهریزی ما بهگونهای بود که گویی در حال آمادهسازی برای یک نبرد مقدس بودیم. تمرینات در اردوی تیم ملی، بسیار فشرده و هدفمند بود و هر جلسه به منزله پلهای برای صعود به قله جهانی به شمار میرفت. فشار تمرینات به حدی بود که گاهی طاقت بدن به سر میرسید، اما عشق به میهن، این فشارها را به لحظاتی شیرین و جانفزا تبدیل میکرد.ما باور داریم که بدون زحمت، دانهای گندم به دست نمیآید. این مدالهای درخشان، حاصل شببیداریها، محرومیتها و از خودگذشتگیهایی است که در سکوت سالنهای تمرین متحمل شدیم. آنقدر ممارست کردیم تا هر حرکت، جزئی از ناخودآگاهمان شود. این میزان از سختگیری و انضباط، لازمه رسیدن به چنین عرصههای جهانی و سربلندی برای ایران عزیز است.
به نظر شما سطح مسابقات امسال در مقایسه با دورههای قبلی چگونه بود؟ آیا رقابتها سختتر شده بود؟
محرمی: بدون تردید سطح رقابتها در رده بزرگسالان، ابعادی کاملاً متفاوت و حرفهایتر داشت. حضور نمایندگان بیش از ۸۶ کشور، خود گواهی بر حساسیت و شدت رقابت در این دوره از مسابقات بود. هر حریف، نمونهای از بهترینهای کشور خود محسوب میشد و کوچکترین اشتباه میتوانست به بهای ازدستدادن هر آنچه برایش زحمت کشیدهایم، تمام شود.این سختتر شدن رقابتها، برعکس، باعث شد تا عزم ملی و غیرت ایرانیای که در سینه داریم، باقدرت بیشتری شعلهور شود. ما ثابت کردیم که جوان انقلابی ایران، نهتنها از هیچ رقیبی هراسی ندارد که در سختترین شرایط نیز درخشش و برتری خود را به جهان نشان میدهد. این پیروزی، پیامی واضح برای تمام جهانیان بود که ایران، همیشه قلمرو قهرمانان و سربلندان است.
۶ سال انتظار به پایان رسید؛ طلا بازگشت!
در آن لحظهای که نام ایران را روی سکو شنیدید و پرچم کشورمان برافراشته شد، چه حسی داشتید؟محرمی: در آن لحظهای که نام پرافتخار «ایران» از بلندگوهای سالن مسابقات در برزیل طنین انداخت، جهانی در سینهام به حرکت درآمد. تمام خستگیهای مسیر، تمام شبهای بیخوابی و تمام فشار تمرینات، در یکچشم برهمزدن به احساسی تبدیل شد که توصیف آن را تنها در سکوتِ اشکهای شوق میتوان یافت. وقتی پرچم سهرنگ و مقدس جمهوری اسلامی ایران به اهتزاز درآمد و نخستین نتهای سرود ای ایران از اعماق وجودم جاری شد، احساس کردم نه یک نفر که نمایندهای از یک تاریخ کهن و یک ملت سرافراز بر روی سکو ایستادهام. بارزترین احساس من، یک "غرور ملیِ" تمامعیار و خالصانه بود؛ غروری که از شنیدن نام ایران در میان حریفان و تماشاگران خارجی موج میزد و وجودم را لبریز از سربلندی میکرد.
احترام نظامی از عمق وجود و قلبم بود
این احترام نظامی که به پرچم کشورم ادا کردم، تنها یک حرکت نمادین نبود؛ این حرکت، زادهٔ عمق وجود و قلبم بود. در آن ثانیهها، یاد و خاطره همه دلاورانی که برای عزت این پرچم جانفشانی کردند، بهویژه شهیدان والامقام جنگ تحمیلی۱۲روزه رژیم صهیونیستی، که پشت لانچرها تاآخریننفس ایستادند و یاد زنان و کودکان بیگناهی که در مقابل ظلم و تجاوز رژیم کودک کش بهشهادترسیدن، در ذهنم زنده شد. این مدال، تنها برای من نبود، برای همه آنان بود تا بدانند خونهای پاکشان برای سربلندی ایران، هدر نرفته است
پشتیبانی خانواده، مربیان و همتیمیهای شما در این مسیر چقدر مؤثر بود؟
محرمی: بدون شک، این قله موفقیت، حاصل تلاش تکنفره نیست؛ این یک کارگروهی و حاصل زحمات بیشائبه عدهای است که در پشتصحنه، با عشق از من حمایت کردند. در صدر این عزیزان، استاد گرانقدرم، آقای حسننژادی قرار دارند که در طول این دوازده سال، نهتنها یک مربی فنی که یک راهنمای دلسوز، یک مربی بدنسازی خستگیناپذیر و حتی یک مشاور برای تغذیه و برنامه خواب من بودند. ایشان با از خودگذشتگی کامل، شبانهروز برای پیشرفت من تلاش کردند و هرگز اجازه ندادند کوچکترین کاستی در مسیر آمادهسازیام باقی بماند. زحمات ایشان را هرگز نمیتوانم جبران کنم.خانواده عزیزم، بهویژه پدر و مادر گرانقدرم، ستونهای اصلی این پشتیبانی بودند. آنها در سختترین شرایط، حامی بیچونوچرای من بودند و با تحمل دوری و دلواپسیهای فراوان، بستر آرامش و انگیزه را برایم فراهم کردند. همچنین از همتیمیهای عزیزم که همچون برادری صمیمی در کنارم بودند و فضای رقابت سالم و پیشرفت جمعی را ایجاد کردند، صمیمانه سپاسگزارم. این مدال، بهراستی متعلق به همه این عزیزان است.
این مدال طلا، پس از ۶ سال غیبت تیم ملی، بار دیگر ایران را در صدر جهان ووشو قرارداد. آیا احساس مسئولیت خاصی برای بازگرداندن نام ایران به این جایگاه داشتید؟
محرمی: بله، کاملاً. ما با آگاهی کامل از این مسئولیت بزرگپا به این مسابقات گذاشتیم. میدانستیم که پس از وقفهای چندساله که به دلیل شرایط کرونا و برخی موانع دیگر ایجاد شده بود، نگاههای بسیاری از سوی ملت غیور ایران و جامعه ورزشی جهان به سمت تیم ملی دوخته شده است. این برای ما یک "مأموریت ملی" بود؛ مأموریتی برای باز پس گیری آن جایگاه حقیقی که ایران سزاوار آن است. ما میبایست ثابت میکردیم که قدرت ووشو ایران، هرگز کمرنگ نشده و قهرمانان این مرزوبوم، همیشه آماده هستند تا پرچم کشورشان را در بالاترین نقطه جهان به اهتزاز درآورند.این احساس مسئولیت، بار سنگینی بود، اما همین بار، تبدیل به بزرگترین محرک و انگیزه ما شد. هر یک از ما در تیم ملی، با خود عهد بسته بودیم که برای بازگرداندن غرور ازدسترفته بجنگیم و نگذاریم ملت شریف ایران، شرمنده شود. خدا را شکر که با توکل بر خدا و همتی والا، توانستیم این مأموریت سخت را به بهترین شکل ممکن به انجام برسانیم و بار دیگر طلای پرافتخار جهان را به خانه برگردانیم و نام ایران را پس از شش سال، بر قله جهان ووشو بنشانیم. این پیروزی، به همه مردم ایران تعلق دارد.
پیام قهرمان جهان به جوانان: «نگذارید هیچ مانعی شما را متوقف کند»
در آن زمانی که مسیر ووشو را آغاز کردید اولین باری که فکر کردید میتوانید به یک قهرمان جهانی تبدیل شوید چه زمانی بود؟
محرمی: مسیر ووشو برای من از دل خانواده و در شهر اردبیل آغاز شد. از همان دوران کودکی، با دیدن برادران بزرگترم که در این رشته فعالیت میکردند، اشتیاقی وصفناشدنی در وجودم شعلهور شد. یادم میآید که بهعنوان یک کودک کنجکاو، آنها را تا دم باشگاه همراهی میکردم و با چشمانی خیره، حرکاتشان را تماشا میکردم. این علاقه روزبهروز در من قویتر شد تا اینکه در سال ۱۳۹۳ بهصورت رسمی و با عزمی راسخ، وارد دنیای ووشو شدم و افتخار تمرین زیر نظر استاد برجسته، آقای حسننژادی را پیدا کردم. ایشان نهتنها مربی فنی که راهنمایی دلسوز و مشاوری آگاه در این مسیر پرپیچوخم برای من بودند.ایمان به موفقیت از همان روزهای اول در قلبم جوانهزده بود. با وجود تمام سختیها، هرگز باور نداشتم که زحماتم بیپاسخ خواهد ماند. نقطه عطف این باور، وقتی بود که در سال ۱۳۹۶ برای اولینبار به تیم ملی نوجوانان دعوت شدم. اگرچه در همان سال به دلیل محدودیت سهمیه، از اعزام به مسابقات برزیل بازماندم، اما این ناکامی نهتنها مرا ناامید نکرد، بلکه بر آتش اشتیاقم برای قهرمانی افزود. این تجربه به من آموخت که راه پیروزی همواره با موانع همراه است، اما پایداری و پشتکار، کلید غلبه بر همه آنهاست. سرانجام در سال ۱۴۰۱، با ایستادن روی سکو و دیدن پرچم ایران در جایگاه اول، باور کودکی من به حقیقت پیوست.
این مدال طلای جهانی بدون شک یک نقطه عطف در کارنامه شماست. هدف بعدی شما چیست؟
محرمی: این مدال طلا قطعاً یک آغاز است، نه یک پایان. افتخارآفرینی برای ایران اسلامی باید تداوم داشته باشد و من خود را متعهد به این مسئولیت بزرگ میدانم. در گام نخست، هدف فوری و مشخص من، مسابقات کشورهای اسلامی در عربستان است که در ۱۵ آبانماه برگزار خواهد شد. ما با تیمی قدرتمند و باانگیزه در این رقابتها حاضر خواهیم شد و تمام تلاشم را به کار خواهم بست تا بار دیگر پرچم ایران را بر فراز سکوها به اهتزاز درآورم و مدال طلا را به خانه بیاورم.اما چشمانداز بلندمدت من، برپایی پرچم میهنم در میادین مهمتری است. کسب مدال طلا در بازیهای آسیایی، والاترین هدفی است که برای خود ترسیم کردهام. من باور دارم که با ادامه همان برنامهریزی دقیق، تمرینات فشرده و البته توکل بر خداوند متعال، میتوانم به این آرزوی بزرگ نیز دست یابم. هر قدمی که برمیدارم، تنها برای خودم نیست؛ برای غرور ملی و شادی مردم سرافراز ایران است.
چه پیامی برای جوانان و نوجوانانی دارید که به ورزش ووشو علاقهمند هستند و آرزوی ایستادن روی سکوهای جهانی را در سر میپرورانند؟
محرمی: به همه جوانان و نوجوانان پرانرژی و مستعد کشورم میگویم که ووشو تنها یک ورزش نیست، یکدنیای کامل از هنر، قدرت، انعطاف و راهبرد است. این رشته ترکیبی بینظیر از بهترینهای بوکس، کشتی، تکواندو و حرکات آکروباتیک است که هر جلسه تمرین را به یک ماجراجویی مهیج تبدیل میکند. اگر عشق و اشتیاق در قلب شما باشد، هیچچیز نمیتواند سد راه رسیدن به آرزوهایتان شود.بهخاطر داشته باشید که مسیر قهرمانی، با آسانگیری و راحتطلبی هموار نمیشود. این راه، پر از چالشها و محرومیتهاست. شبهایی که باید بهجای استراحت، تمرین کنید و لحظههایی که باید از بسیاری از لذتهای روزمره بگذرید. اما به من اعتماد کنید؛ وقتی در اوج سکو بایستید و سرود ملی ایران را بشنوید، وقتی ببینید که پرچم کشورتان در مقابل چشمان حیرتزده جهانیان بالا میرود، آنگاه خواهید فهمید که هر قطره عرق و هر دقیقه زحمت، ارزش این لحظه شکوهمند را داشته است. نگذارید هیچ مانعی شما را متوقف کند. ایران به قهرمانان شما نیاز دارد.
آنالیز حریفان، رمز غلبه بر قدرتهای جهانی بود
تیم ملی ووشو ایران با وجود غیبت ۶ساله، نایبقهرمانی جهان را به دست آورد. به نظر شما رمز این موفقیت چشمگیر جمعی چه بود؟
محرمی: بدون تردید، این موفقیت بزرگ حاصل ارادهای جمعی و ایمان راسخ تمامی اعضای تیم ملی ووشو بود. اگرچه به دلیل شرایط خاص، شش سال در عرصه جهانی حاضر نبودیم، اما هرگز تمرینات و آمادهسازی خود را متوقف نکردیم. در طول این سالها، با برنامهریزی دقیق فدراسیون و زیر نظر مربیان زبده، بهصورت مستمر و با انگیزهای بالا به تمرین پرداختیم. حتی در سختترین شرایط، مانند دوران جنگ تحمیلی ۱۲ روزه که مجبور به ترک اردو شدیم، هر یک از ما بهصورت فردی و با مسئولیت شخصی، تمرینات را در شهر و استان خود ادامه دادیم تا آمادگی خود را حفظ کنیم.علاوه بر این، چهار ماه اردوی فشرده و طاقتفرسای تیم ملی، نقش تعیینکنندهای در این موفقیت داشت. در این مدت، با روحیهای مبتنی بر همبستگی و اتحاد، شبانهروز تلاش کردیم. مربیان ما با از خودگذشتگی کامل، دانش و تجربیات خود را در اختیارمان گذاشتند و فدراسیون نیز با پشتیبانی همهجانبه، بستر لازم برای موفقیت ما را فراهم کرد. این موفقیت، ثمره زحمات دستهجمعی و ایمان به این باور بود که برای سربلندی ایران، باید از هیچ تلاشی دریغ نکرد.
رقابت با قدرتهایی مثل چین که در رده اول قرار گرفتند، چه چالشهای خاصی دارد؟ برای کاهش فاصله و رسیدن به مقام اول جهان چه راهکارهایی را ضروری میدانید؟
محرمی: رقابت با تیم ملی چین، بهعنوان قدرت بلامنازع ووشو جهان، همواره با چالشهای بسیار بزرگی همراه است. این کشور با سرمایهگذاری کلان، بهرهگیری از علم روز و شناسایی استعدادها از سنین بسیار پایین، زیرساختهای بسیار مستحکمی را ایجاد کرده است. بهعنوان مثال، در مسابقات اخیر، حریف ویتنامی من که از چین شکستخورده بود، یکی از سختترین رقبای من محسوب میشد که تواناییهای فنی فوقالعادهای داشت. این موضوع بهخوبی نشان میدهد که سطح رقابت در کشورهای پیشرو تا چه حد بالا است و برای پیروزی در برابر آنها، باید از آمادگی بسیار کاملی برخوردار بود.برای کاهش فاصله و رسیدن به مقام اول جهان، باید چند راهکار اساسی را در پیش بگیریم. اولاً، نیازمند برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری بیشتر بر روی شناسایی و پرورش استعدادها از ردههای پایه هستیم. ثانیاً، استفاده از تکنولوژی روز و تحلیل علمی حریفان، همان گونه که من شخصاً از یک سال قبل از مسابقات، فیلمهای حریفانم را بهدقت بررسی و تحلیل میکردم، باید به رویهای ثابت در تیم ملی تبدیل شود. ثالثاً، افزایش تعداد اردوهای تیم ملی و حضور در رقابتهای بینالمللی معتبر برای کسب تجربه بیشتر، امری ضروری است. باایمان به خدا و وحدت رویه بین ورزشکاران، مربیان و فدراسیون، بدون شک میتوانیم به جایگاه اول جهان دست یابیم.
در آغوش میهن؛ پایانی که آغاز یک حماسه دیگر است
در پایان این گفتوگوی صمیمانه، در چشمان عرفان محرمی، نهتنها شعاعِ پیروزی که ژرفایِ عشقی جاودانه را میتوان دید؛ عشقی که در هر ضربانِ قلبش برای ایران میتپد. او که با هر حرکتش در میدان، شعرِ مردانگی و غیرت را سرود، امروز نه یک قهرمان که سفیرِ امید و سرافرازی برای نسلِ جوان این مرزوبوم است.ای عرفان! تو در اوجِ جوانی، معنیِ ایثار و ازخودگذشتگی را به ما آموختی و ثابت کردی که عشق به میهن، میتواند کوهها را به حرکت درآورد و ستارهها را به زمین نزدیک کند. دستانِ تو که مدالِ طلا را فشرد، همان دستانی است که برای بلندشدن پرچمِ ایران، از هیچ تلاشی دریغ نکرد. وجودت مبارزۀ زیبای عشق و میهنپرستی است؛ نبردی که در آن، پیروزی همیشگی از آنِ ایران است.ما در کنار تو، با هر افتخاری که میآفرینی، نفس میکشیم و با هر اشکِ شوقت، سبزتر میشویم. بمان تا قلهها را یکی پس از دیگری فتح کنی و نام ایران را بر بلندای تاریخ ورزش جهان جاودانهسازی. ایرانِ ما به وجود پرتوانِ تو و دیگر قهرمانانِ غیورش میبالد و همیشه آغوشش برای فرزندانِ سرافرازش باز است.پایانِ این گفتوگو، آغازِ راهی دیگر است؛ راهی که تو در آن، با عشق و ایثار، ادامهدهندۀ مسیر پهلوانان و عارفانی هستی که خاکِ اردبیل به آنان شرافت بخشیده است. به پیشواز آینده برو که ایران همیشه در پشت سر تو ایستاده است.