به گزارش خبرگزاری بسیج لرستان، غلامرضا مهرابی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشت خود با اشاره به اینکه «مکانیزم ماشه» در توافق هستهای برجام طراحی شد، تأکید کرد امروز طرفهای غربی با همراهی آمریکا این سازوکار را بهانهای برای ایجاد جو رسانهای، فشار روانی و بازگرداندن تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران قرار دادهاند.
مکانیزم ماشه در توافقات هستهای برجام طراحی شد تا امروز طرفهای غربی با همراهی آمریکا در قالب اسنپبک ، به بهانه عدم عمل کردن به تعهدات در برجام ،حرف از بازگرداندن تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران به میان آورند.
این اقدام تنها برای ایجاد جو رسانهای و فشار روانی از سوی غربیها طراحی شده ، غربیهایی که به طور سیستماتیک به تعهدات بانکی و مالی خود عمل نکردند و آن را نقض نمودند ، اکنون در همدستی با آمریکا برای بازگرداندن تحریمها به دنبال فعالسازی مکانیزم ماشه هستند و این نمونه آشکاری از سوء نیت طرفهای غربی است.
این در حالی است که ایران به تعهدات خود عمل کرد و این آمریکا بود که به صورت یک جانبه از برجام خارج شد و نه تنها از مسیر دیپلماتیک با موضوع برخورد نکرد بلکه تهدیدها و تحریمها و فشارهای جدیدی علیه ایران اعمال ساخت و این نشان میدهد که آمریکا و غرب هرکدام فاقد صلاحیت حقوقی برای متوسل شدن به ساز و کار مکانیزم ماشه هستند و هدف آنها تنها ایجاد جوی رسانهای و روانی است.
جمهوری اسلامی ایران از فناوری هستهای در حوزههای کشاورزی ،پزشکی ،داروسازی و بهداشت، نانو تکنولوژی و صنایع فلزی استفاده میکند و در واقع تلاش اصلی غرب این است که مانع این فعالیتها و پیشرفتهای علمی ایران شود.
بازگشت و اعمال تحریمها با عنوان مکانیزم ماشه نقض آشکار وفای به عهد است و این گونه فشارها هیچگاه حتی در سخت ترین شرایط نتوانسته مانع از فعالیتها وپیشرفت های علمی ایران شود و بازگرداندن تحریمها از سوی آمریکا و غرب با استفاده از حربه مکانیزم ماشه تنها تکرار این تجربه ناموفق و شکست خورده است.
مکانیزم ماشه اگر برای آمریکا و غرب تهدید و تحریم جدید برای راهاندازی فشارهای روانی است اما فرصتی برای قدرتنمایی دوباره جمهوری اسلامی ایران در برابر سیاستها و اهداف شوم آمریکا و غربیها است.
براساس قانون ، توقیف یا بازرسی کشتیهای ایرانی تخطی از اصول آزادی کشتیرانی در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها است وچنانچه با استفاده از مکانیزم ماشه ، این اقدام صورت گیرد،توقیف متقابل کشتیهای کشورهای خاطی، از ابزار مشروع برای مقابله به مثل ایران است که نه تنها یک حق ، بلکه وظیفه است و این بازدارندگی ایران در مقابل چنین اقدامی است.
گرچه جمهوری اسلامی ایران فعالسازی مکانیزم ماشه را اقدامی ظالمانه و غیرقانونی میداند اما با موقعیت ژئوپلیتیکی و تسلطی که در گذرگاههای انرژی در خلیج فارس ، دریای عمان و تنگه هرمز دارد ، از قدرتهای اصلی تامین کننده امنیت انرژی در جهان محسوب میشود واین فرصتی برای اقدام و قدرت بازدارندگی ایران در برابر اسنپ بک می باشد.
بنابراین انسداد صادرات ایران به معنای آغاز جنگ انرژی است که نظم جهانی را بر هم زده و میتوان دریافت که ضرر وزیان مکانیزم ماشه بیش از هر کشوری متوجه خود غربیها است.
بر اساس ماده ۱۰ قانون منع اشاعه سلاحهای هستهای (NPT)، که هر دولت عضو میتواند در صورت مواجهه با تهدید جدی علیه منافع عالی ملی با اخطار سه ماهه از آن خارج شود، ایران میتواند از این به عنوان گزینهای راهبردی استفاده کند که این اقدام نه تنها مشروعیت فشار غربیها علیه ایران را نقض میکند، بلکه نظم هستهای در جهان را به هم میزند.
از طرفی مقاومت و مقابله ایران در جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی نشان داد که قدرت واقعی در ستونهای معاهدات نیست بلکه در میدان نبرد معلوم خواهد شد.
بنابراین فعال سازی مکانیزم ماشه به تشدید فشارهای اقتصادی و تحریمها منجر میشود که پیامدهای امنیتی مهمی از جمله افزایش رقابت تسلیحات در منطقه ، تعمیق بازدارندگی ایران در حوزههای موشکی و دفاعی ، افزایش ناامنی در گذرگاههای انرژی خلیج فارس و تنگه هرمز ، همگرایی بیشتر محور مقاومت و تقویت نقش بازدارنده غیر مستقیم ایران و افزایش احتمالی بهای نفت در سطح جهانی را رقم خواهد زد که در نهایت موجب عقب نشینی غربیها است.
حال درست است که مکانیزم ماشه در منطق سیاسی غرب حربه تبلیغاتی ورسانهای علیه ایران است که پژواک آن تنها در رسانه بازتاب مییابد و قابلیت اجرایی ندارد، اما آنچه در مقابل، در سرنوشت منطقه و ساختار امنیتی جهان احساس میشود،ماشه واقعی در میدان مقابله و مقاومت است که ژئوپلوتیک منطقه و آینده خاورمیانه را تغییر میدهد.
انتهای پیام /