۱۰ / تير / ۱۴۰۵ - 01 July 2026
05:25
کد خبر : 9701643
۲۲:۱۷

۱۴۰۴/۰۵/۱۱
دل‌گویه‌های خواهر شهید محمدمهدی مهدی‌پور قزوینی، از شهدای استان قزوین در جنگ ۱۲ روزه؛

برادرم، ای قهرمان همیشه‌زنده‌ام...

تو از عاشورا و یاران امام حسین آموختی که در مکتب امام حسین و امام زمانت بمانی و اینکه خون، اگر در مسیر حق ریخته شود، رودخانه‌ای از بیداری و عزت خواهد ساخت. و ما نیز پیمان می‌بندیم؛ پیمان با تو، با همه شهیدان، با شهدای کربلای حسین و شهدای کربلای امروزکشورمان.

 

قزوین_ به گزارش بسیج، عصر روز گذشته اربعین شهدای استان قزوین در جنگ دوازده روزه آمریکایی صهیونیستی با حضور گسترده مردم و مسوولان استانی و کشوری در مسجد امام حسن عسگری(ع) قزوین برگزار شد.

 

خواهر شهید محمدمهدی مهدی‌پور قزوینی در این مراسم با خوانش دل‌گویه‌های خواهرانه خود پرداخت. 

 

خواهرانه‌های یک خواهر شهید؛

 

چهل روز از پروازت گذشته است...

چهل روز است که آسمان، روشن‌تر شده از حضورت

و دل ما، سنگین‌تر از غم نبودنت.

چهل روز است که جای خالی‌ات، در هر گوشه خانه فریاد می‌زند،

اما هنوز هم صدایت را می‌شنوم؛

صدای ایستادگی، صدای ایمان، صدای مردانگی...

 

تو فقط برادرم نبودی؛

تو ستون افتخار این خانه بودی، امید مادر، تکیه‌گاه پدر،

و برای من، خواهر کوچکت، تبلور غیرت و بزرگی.

 

یادت هست می‌گفتی:

«برای وطن باید ایستاد، حتی اگر جان در کف باشد»؟

آن روزها خیال می‌کردم این فقط یک جمله است...

اما امروز می‌دانم آن، تمام تو بود؛

باورت، راهت، معنای زندگی‌ات.

 

برادرم...

تو رفتی، اما راهت بر زمین نمانده است.

ما ایستاده‌ایم،

با چشمانی اشک‌بار اما دلی استوار.

ما زانو نزدیم، نخواهیم زد؛

که خون تو، خون ماست.

 

مادرم، هر روز روبه‌روی قاب عکست می‌نشیند

و اگرچه لبخند می‌زند،

اما من می‌دانم دلش پر از فریادهای بی‌صداست...

پدر، خاموش‌تر از همیشه،

اما در سکوتش، تو را می‌خواند، هر شب، هر لحظه.

 

و من، خواهر کوچک تو،

هر شب با نامت می‌خوابم، با خاطره‌ات نفس می‌کشم،

با یاد تو، قد می‌کشم...

 

می‌گویند شب چهلم، روح شهید به خانه برمی‌گردد...

پس امشب بیا، برادرم، قهرمانم،

تا عطر حضورت، خانه را دوباره زنده کند،

تا گرمای نگاهت، سینه‌های خسته را جلا دهد.

 

اما برادر جان،

در این چهل روز، ما تنها نبودیم.

ما زینب‌وار ایستادیم،

که تو در مکتب حسین علیه‌السلام پرورش یافته بودی.

ما از صبر زینب (س) آموختیم چگونه با قامت خم‌نشدنی،

بر ویرانه‌های داغ و درد، پرچم حقیقت را برافراشته نگاه داریم.

 

تو از عاشورا و یاران امام حسین آموختی که در مکتب امام حسین و امام زمانت بمانی و اینکه خون، اگر در مسیر حق ریخته شود،

رودخانه‌ای از بیداری و عزت خواهد ساخت.

و ما نیز پیمان می‌بندیم؛

پیمان با تو، با همه شهیدان، با شهدای کربلای حسین و شهدای کربلای امروزکشورمان.

 

و در پایان، این خواهر کوچک، با دلی شکسته اما ایمانی افراشته،

دست بر سینه می‌گذارد و با تمام وجود می‌گوید:

ما همچنان در رکاب ولایتیم.

با خون شهیدان،

با یاد امام خمینی،

و با عهدی محکم با امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)،

تا آخرین نفس پای این خاک و پرچم و انقلاب ایستاده‌ایم؛

برای این خاک، برای این پرچم، برای این راه.

 

روحت شاد ای شهید وطن،

نامت جاودان، راهت روشن،

و یادت تسلی‌بخش جان‌های بی‌قرار ما.

 

از طرف: خواهرت،

با چشمانی اشک‌بار و دلی استوار.

 

انتهای پیام/۱۰۰۱


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید