۱۱ / تير / ۱۴۰۵ - 02 July 2026
18:30
کد خبر : 8746323
۰۷:۵۴

۱۳۹۵/۰۶/۲۸
همرزم شهيد جان بزرگی:

عکس های شهید جان بزرگی از بمباران شیمیایی حلبچه

همرزم شهید جان بزرگی گفت: زماني كه مجروحيت شيميايي اش بروز كرده بود، به كربلا رفتيم و در آنجا به او گفتم، از امام حسين (ع) بخواه تا شفايت دهد؛ اما گفت كه براي خودش هرگز دعا نمي كند و سرنوشتش...
به گزارش سرویس راهیان نور خبرگزاری بسیج، سال 61 «مجيد صبري» براي اولين بار با سعيد در عمليات بيت المقدس آشنا مي شود. آن روزها سعيد يكي از عكاسان لشگر محمد رسول الله بود. بعد از پايان جنگ، سعيد به خواستگاري برادرزاده صبري رفت و از اين طريق با هم فاميل شدند.
وي ابتدا درباره اولين روزهاي آشنايي اش با سعيد گفت:سعيد عكاس جنگ بود و كار تبليغات را به عهده داشت. گاهي قبل از هر عمليات، به خط مقدم  مي آمد و از من و همرزمانم مصاحبه و عكس مي گرفت. از اين طريق با هم آشنا شديم.
 
صبری افزود: سعيد جز عكاسان فعال لشگر27 بود كه در خط مقدم عكاسي مي كرد؛ ولي از يك نظر با تمام عكاسان جنگ متفاوت بود. بارها ديدمش كه مهمات جنگي يا تغذيه رزمندگان را به آنها رساند؛ در حالي كه اين از وظايفش نبود.
 
وی در اين رابطه به ذكر خاطره اي پرداخت: در جبهه، كانالي حفر كرده بوديم كه ارتفاع زيادي نداشت و هنگام عبور از آن بايد به صورت خميده رد مي شديم تا خودمان را به  خط مقدم برسانيم. سعيد كه مي ديد به دليل ارتفاع كم كانال، موقع عبور چندين رزمنده زخمي شدند، بيلي برداشت و خودش شروع به كندن بيشتر كردن ارتفاع كانال كرد. او چند روز به اين كار ادامه داد تا اينكه بالاخره موفق شد ارتفاع كانال را بيشتر كند.
 
صبری افزود: شهيد جان بزرگي هميشه پابه پاي رزمنده ها كار و فعاليت مي كرد. حتي همين كارش باعث شد كه رزمنده ها بارها او را با نيروهاي عملياتي اشتباه بگيرند. همرزم شهيد در اين باره مي گويد:در طول جنگ، يك بار تير به سرش اصابت كرد و همه خيال كرديم كه شهيد شده است؛ ولي چند ماه بعد دوباره او را درمنطقه ديديم. سعيد جزو عكاساني بود كه در جنگ بيشترين مجروحيت را داشت؛ با اين حال هميشه سعي مي كرد در خط مقدم باشد و به سوژه يابي عكس هايش ادامه دهد و عكس هاي متنوعي از جنگ بگيرد.
 
همرزم شهید جان بزرگی تاکید کرد: سعيد در عمليات رمضان، والفجر 1و 3 مجروح شد و درحال عكاسي از مردم  كشته شده حلبچه، شيميايي شد. او براي اينكه حقانيت جمهوري اسلامي در برابر جنايت شيميايي رژيم بعثي عراق را به تصوير بكشد، همانجا ماند و عكس گرفت. به همين دليل، عكس هاي مختلفي از اين جنايت تاريخي به تصوير كشيد که این عکس ها، سندی بر جنایت های رژیم بعث عراق است.
 
وي درباره همكاري سعيد با گروه تفحص و سازمان حج گفت:سعيد بعد از جنگ با گروه تفحص ماه ها به مناطق و بيابان هاي جنگي مي رفت و در جست و جوي يافتن پيكر شهدا و عكاسي از آنها بگيرد.
 
عكاس هاي هنري سعيد مورد قبول سازمان حج قرار گرفته بود و او براي اين سازمان هم كار مي كرد. وي چندين بار به مكه رفت و توانست از مكه و مدينه براي سازمان عكاسي كند.
 
 صبري به روزهاي مجروحيت شيميايي سعيد اشاره کرد و اظهار داشت:30 روز در بيمارستان بستري بود كه يك ماه آخر عمرش را در كما گذراند. پزشكان از او قطع اميد كرده بودند.بعد از مدتي سعيد به شهادت رسيد .تشييع پيكرش روز 22 تير ماه سال 82 از جلوي پادگان امام حسن (ع) به سمت خانه و بهشت زهرا (س) انجام شد. او در كنار سرداران شهيد دفن شد و به آرامش ابدي رسيد.
 
وی ادامه داد:هنگام شهادتش به فكر روزهايي افتادم كه با هم به كربلا و براي زيارت رفته بوديم. او ليست كساني كه التماس دعا خواسته بودند را به دست داشت و يكي يكي براي همه آنها اشك  مي ريخت  و دعا مي كرد.
 
در آنجا به او گفتم، از امام حسين (ع) بخواه تا شفايت دهد؛ اما گفت كه براي خودش هرگز دعا نمي كند و سرنوشتش را به خدا سپرده تا هر چه او مي خواهد، همان شود.
 
 صبري همرزم شهيد جان بزرگي در پايان خاطر نشان کرد:كارهايي كه شهيد جان بزرگي در طول زندگي اش انجام داد، همه براي ما درس بود. براستي كه سعيد انساني خاص با تمام ويژگي هاي رفتاري خوب بود. از  زندگي اين شهيد بايد كتاب ها منتشر شود تا همه بدانند كه شهيد جان بزرگي كه بود؟ چگونه زندگي مي كرد و چطور توانست در ميان سختي هاي زندگي موفق و نمونه باشد؟


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید